- in your dreams یعنی "به همین خیال باش" !

مثال:

A: I'll be a great manager before I'm 30

B: yeah, in your dreams                                                                   

 

مثال:

A: I think she likes me

B: in your dreams!

 

2- برای اصطلاح بسیار زشت F*cking around ، ک* چرخ زدن می تونه معادل بسیار خوبی باشه! یعنی وقت رو با یه کار بیخود یا احمقانه تلف کردن.

مثال: stop f*cking around and come and help

 

F*cking sb around هم یعنی کسی رو ول معطل خود کردن ، سر کار گذاشتن. (البته با دوز زشتی بسیار بالا!)

مثال: this damn company keeps fucking me around

 

نکته: حتما خیلی جاها دیدین که اون دسته از phrasal verb هایی که با around ساخته میشن (مثل همین f*ck around یا mess around) ، به جای around از about هم استفاده می کنن (یعنی f*ck about یا mess about) که این به این خاطره که around بیشتر تو انگلیسی امریکایی مطرحه و about هم بیشتر تو انگلیسی بریتانیایی.

 

3- shoot به عنوان interjection یعنی "وای" یا "خاک بر سرم" یا "لعنتی" !

در واقع shoot دقیقا معادل sh*t ـه اما از اونجایی که sh*t یه واژه ی بسیار زشتیه و گاهی ممکنه شما تو موقعیتی باشین که نتونین از sh*t استفاده کنین ، پس میگین shoot . (که البته بیشتر تو انگلیسی امریکایی مطرحه)

مثال: shoot! I clean forgot to call her back

 

معنیه دیگه ای که shoot میده اینه: "بنال" ، "بگو" ! (وقتی استفاده می کنیم که به کسی بگیم چی می خواد بهمون بگه).

مثال: you want to say me something? Ok, shoot!

"تو می خوای یه چیزی بهم بگی؟ خب ده بنال! "

 

4- chick flick یه slang رایجه و به فیلم هایی گفته میشه که دخترها و زنها بیشتر طرفدار این جور فیلم ها هستن (فیلم های ضعیفه پسند!) و shoot-'em-up هم به فیلمهایی گفته میشه که همش بزن بزن داره و بکش بکش! (نمی دونم قبلا گفتم یا نه ولی flick یعنی movie و با chick هم که اشنا هستین یعنی داف،جیگر،هلو!!)

 

5- flip out 

Flip out یعنی:

1- از کوره درفتن ، خیلی زود جوش اوردن یا عصبانی شدن ، قاطی کردن

2- هیجان زده شدن (حالا بر اثر ترسیدن ، خوشحا شدن ، عصبانیت ، ...)

مثال: he completely flipped out when he saw the mess in the kitchen

" اون خیلی عصبانی شد وقتی که اشپزخونه رو بهم ریخته دید"

 

مثال: he flipped out when he heard that he'd won a million dollar in the lottery

" اون (از خوشحالی) خیلی هیجان زده بود وقتی که شنید یه میلیون دلار تو مسابقه ی بخت ازمایی برنده شده (خوش به حالش!).

 

6- TV dinner هم یعنی غذای حاضری (نه الزاما شام حاضری! Dinner گولتون نزنه!)

 

7- take after یعنی به کسی رفتن. دقت کنید که فرق نمی کنه چه از لحاظ ظاهری (appearance) باشه و چه از لحاظ اخلاقی یا شخصیتی (character).

مثال:

A: did you get a chance to talk to my daughter?

B: yea, I did. I didn't recognize her at first because she doesn't take after you at all.

A: فرصت پیدا کردی که با دخترم حرف بزنی؟

B: بله. اولش اونو نشناختم چونکه اصلا به شما نرفته.

(get a chance to do sth یعنی برای انجام کاری فرصت کردن که می تونین بجای get از have هم استفاده کنید).