عوامل دگرگوني زبانها، گويش ها و لهجه ها

عواملي را که در دگرگوني زبانها و لهجه ها موثر مي باشند به دو گروه درون زباني و برون زباني مي توان تقسيم کرد . يکي از عوامل مهم درون زباني در ايجاد تغييرات و دگرگونيها در زبانها ، لهجه ها يا گويش ها تمايل به «کم کوشي » - يا قانون کلي «صرف کمترين انرژي در گفتار » مي باشد که اين از علائق انسانها به شمار مي رود و موجب راحت تر تلفظ شدن واژگان و ساده تر شدن شکل عبارات و ساختمان دستوري زبان مي گردد (مارسل بازن، 1376،ص16 ) .

از عوامل برون زباني که باعث ايجاد تغييرات و دگرگونيهايي در زبان مي شوند مي توان به ذکر چند نمونه پرداخت. تحولات جامعه ي بشري همچون زبان به جامعه وابسته مي باشند پس هنگاميکه اجتماع دچار تحول شود، زبان آن نيز ناگزير از تغيير مي باشد.همانند ساير زبانهاي دنيا ، زبان فارسي نيز به دليل تغيير شيوه هاي زيستن و متروک ماندن پاره اي از مشاغل و در نتيجه ابزار آلات مربوط به آنها ، مهاجرتها و مسافرتها ، ظهور وسايل جديد، پيشرفت علوم ، فنون و صنايع ، ارتباط هاي تجاري و فرهنگي با ملل ديگر و عوامل بسيار  ديگري در سطوح واژگان دچار تحول و دگرگوني مي گردد. گفتني است که اين عوامل برون زباني باعث از بين رفتن بسياري از واژه ها، پيدايش واژه هاي نو و يا حتي تغيير معنايي برخي از واژه ها مي گردد  (پرويز خانلري، 1336،ص15 ) . از ديگر عوامل برون زباني در پيدايش گونه ها ، تنوعات و تفاوتهاي زباني و لهجه اي عامل «جغرافيايي يا مکاني » است . دقيق تر بگوييم که در يک مقطع  زماني معين ، يک روند زباني واحد در جريان  پيشرفت خود در دو منطقه ي مختلف ، ممکن است در دو مسير متفاوت قرار گيرد و هيمن امر باعث بروز تفاوتها و تنوعات مي گردد . بنابراين «تفاوت نسبي » پيشرفت تحولات تاريخي زبان يا لهجه در مناطق مختلف يکي ديگر از علل پيدايش تنوعات لهجه اي يا زباني منطقه اي مي باشد.

از ديگر عواملي که از سوي پژوهشگران براي تنوعات و تغييرات لهجه اي يا زباني منطقه اي ذکر شده است ، وجود موانع  طبيعي مانند کوهها، دره ها و رودها مي باشند. «عوامل اجتماعي » نيز به نوبه ي خود سهمي در تغييرات زباني ايفا مي کنند ، طبقه اجتماعي از مهمترين معيارهايي مي باشد که در طبقه بندي اجتماعي نقش دارد که بر اساس «شغل » و «ميزان درآمد » ، «محل سکونت » و غيره تعيين مي شود. عوامل ديگري را که مثل «جنسيت » ، «سن» يا «کاربرد گونه هاي زباني در موقعيتها و بافت هاي اجتماعي مختلف » و «تحصيلات » را نيز مي توان نام برد . (يحيي مدرّسي،1368، صص 145-141).