با توجه به تعاريفي که در متون زبانشناسي براي زبان، گويش، لهجه آمده است، مي توان اين سه مفهوم را بصورت زير تعريف نمود:
«زبان» : عبارتست از يک نظام صوتي قراردادي که به وسيله دستگاه گفتار آدمي توليد مي گردد و افراد جامعه آن رابراي ارتباط با يکديگر به کار مي برند. هر زبان در طول تاريخ خود تحت تاثير عوامل چندي، از جمله عوامل جغرافيايي، فرهنگي ، برخورد زبانها و جزآن، دستخوش دگرگونيهاي فراوان مي شود که در نتيجه ي آن، گونه ها و صورتهاي متفاوتي پديدار مي گردند.
«گويش» : صورت تغيير يافته اي از يک زبان است که براي سخنگويان ديگر صورتها قابل فهم نيست مانند : کردي ، گيلکي که خود اين گويش ها مشتق از زبان هاي ايران قديم مي باشند.
«لهجه »: صورت تغيير يافته اي از يک زبان است که براي سخنگويان ديگر صورتهاي آن زبان قابل فهم باشد مانند : مشهدي ، کرماني و غيره که مشتق از زبان فارسي دري مي باشند .
اگر لهجه يا گويش در يک محدوده ي سياسي به صورت رسمي در آيد و نيز داراي صورت نوشتاري گردد ،" زبان معيار" ناميده مي شود(ايران کلباسي ،1370، ص 13) .
عکس وبلاگ جناب آقای دکتر یدالله ثمره پدر زبانشناسی ایران و همسر گرامیشان خانم دکتر ایران کلباسی می باشند که اینجانب این افتخار را داشته ام که در نگارش پایان نامه ی ارشد خود ازراهنمایی و مشاوره ی این دو عزیز بهره برم.