دكتر رنه دكار از دانشگاه هاروارد كاليفرنيا از سال 1979 روي 3000 كودك در داخل رحم كار كرده و آنها را بعد از به دنيا آمدن زير نظر داشته است .او به چهار نتيجه زير در مورد كودكاني كه در رحم روي آنها كار شده رسيده:
1. زمان بندي: زمان حساس از 5 ماهگي شروع و تا 2 سالگي ادامه مي يابد، در صورتيكه اين زمان از دست رود ديگر قابل جبران نيست مثلا كودك در زمان تولد چشمهايش را باز ميكند و تصاوير و نور باعث ميشود قسمت خاص ديدن تصاوير در مغز فعال شود اگر يك هفته بعد از تولد چشم كودك را ببنديم و هيچ نوري به آن نرسد هيچ ييامي از چشم به مغز مخابره نميشود و كودك تا ابد كور خواهد بود !!! اين كوري نه به خاطر ضعف يا مشكل چشم بلكه به خاطر از بين رفتن سلول هاي نرون و مغز در قسمت بينايي است.

حال چيزهايي مثل درك موسيقي /ادبيات /سخنراني /رياضي/زبان دوم و...... هم همين حالت را دارد اگر زمان آن از دست برود ديگر قابل جبران نيست.

2.جهت گيري:كودكاني كه آموزش هاي جنيني گرفته اند بهتر با جهان خارج ارتباط برقرار ميكنند.

3.تحرك:كودكان آموزش ديده كنترل بيشتري روي حركات خود دارند.

4.احساسات:كودكان آموزش ديده آرامتر، هوشيارتر و شادتر ديده شده اند.

كمتر از دو هفته بعد از تشكيل نطفه آن بخش از سيستم عصبي جنين كه مربوط به قوه جاذبه و تعادل در فضا است يعني سيستم گوش داخلي شكل ميگيرد. همين سيستم هماهنگي بين حركات مادر و جنين را ايجاد ميكند. اگر مادر برقصد جنين نیز تغيير وضعيت -سرعت و جهت حركت مادررا احساس ميكند و ميكوشد كه با آن موازنه ايجاد كند. اگر شما برقصيد جنين شما خواه يا ناخواه ناگزير به رقص است .به همين دليل يوگا يكي از راههاي خوب براي تحريك سيستم عصبي كودك است.

در هنگام تولد شنوايي كامل ترين حس جنين است و سلول هاي شنوایي كاملا شكل گرفته اند . جنين از 18 هفتگي ميشنود،در 28 هفتگي نسبت به صدا واكنش و حتي عكس العمل عضلاني نشان ميدهد. يكي از اولين علايم شنوايي در جريان پخش موسيقي براي جنين هاي 4 تا 5 ماهه در زايشگاه مادران لندن به اثبات رسيد.موسيقي بتهوون -برامس- راك تند آنها را بيقرار ميكرد و موسيقي ويوالدي و موتزارت به آنها آرامش ميداد.

جنين ها به ما ميگويند كه از صداهاي خيلي بلند خوششان نميآيد ولي نه آنكه خواستار سكوت باشند.
در گريه نگاري از نوزادان دكتر هنري ترابي در استكهلم كشف كرد كه نوازادان در نوع گريه خود داراي لهجه هستند كه آنرا از گويش مادر در هنگام حاملگي مي آموزند.

در دوران حاملگي جنين براي شنيدن صداي مادر مجهز تر است چون صداي مادران ريز تر است و صداي پدران بم تر .بخش هاي مربوط به شنيدن صداهايي با فركانس بالاتر تا پيش از تولد كاملا رشد كرده اند ولي بخشهاي شنيدن صداهاي بم تا قبل از سن بلوغ به درستي تنظيم نميشوند.

جنين به دو وسيله ميشنود
1.رساناي هوايي (صوت از خارج وارد بدن شود و شنيده شود)
2.رساناي استخواني ( لرزه هاي صوت از طريق حلق و ناي از طريق اعضاي داخلي به جنين ميرسد و رحم اتاقك صدا تبديل ميشود.
جنين بيشتر از طريق رساناي استخواني ميشنود پس هر چه مادر ميگويد براي جنين مفهوم تر است .

پدر هاي عزيز براي صحبت كردن با جنین بايد دهان را در نزديكي شكم مادر قرار دهند و شمرده و زير صحبت كنند. اگر صداي شما خيلي زير -خشمگين -اضطراب آور باشد ممكن است كودك ياد بگيرد از آن بترسد يا آنرا تكرار كند. ليكن بيشترين صدايي كه جنين شما ميشنود صداي قلب شماست.شما با آرامش خود صدايي ملايم را براي او ايجاد ميكنيد ولي اگر دايما مضطرب باشيد كودك از طريق صداي قلب و هماهنگي با ترشح آدرنالين در خون شما دايما مضطرب است .جنين از صداهاي ناگهاني مثل خوردن در به هم و .... به شدت ميترسد .

از هفته 18 به بعد با همسرتان دعوا نكنيد چون جنین ميشنود و تحقيقات نشان داده ضربان قلب جنین در هنگام دعواي پدر و مادر تا 2 برابر شده، حتي گزارش سقط جنين پس از دعواي سخت هم شده است.