X
تبلیغات
زبانشناس شمالی - فردیناند دو سوسور 85

زبانشناس شمالی

گفتار نیک پندار نیک کردار نیک

فردیناند دو سوسور 85

فردیناند دو سوسور (زاده ۱۸۵۷ درگذشته ۱۹۱۳) زبان‌شناس سوئیسی، در شهر ژنو زاده شد. او پژوهش‌های خود را به دو زبان فرانسه و آلمانی انجام می‌داد. او با نگرش به ساختار زبان به عنوان اصل بنیادین در زبانشناسی، آن را شاخه‌ای از دانش عمومی دانست. عموماً سوسور را پدر زبانشناسی قرن بیستم می‌دانند.

سوسور بر خلاف زبانشناسان پیش از خود که بیشتر از دید تاریخی یا به عبارتی درزمانی (diachronic) به بررسی زبان‌شناسی می‌پرداختند تمرکز خود را بر جنبهٔ هم‌زمان آن می‌گذاشت، به بیان دیگر ساختار زبان را در بازه‌ای از زمان می‌سنجید.

فرض سوسور  درروابط همنشيني و جانشيني این است که  كه آوا و‌انديشه، توده‌هاي بي شكلي هستند كه در ميان آنها«صورت» به وجود می‌آيد،‌این شكل گيري با استفاده از روابط جانشيني (غالباً بر اساس الگوهاي صرفي) و عناصر همنشين (غالباً بر اساس الگوهاي نحوي) انجام می‌گيرد.


 الگوي زبان‌شناسي سوسور بسياري از عقايد ما در مورد زبان را به چالش مي‌كشد. او فرض‌هاي ما مبني بر اينكه كلمات تنها به اشياي موجود در جهان اشاره مي‌كنند يا اينكه آنها، افكار درون ما را بيان يا بازنمايي مي‌كنند، يا وجود پيوند ثابتي بين كلماتي كه ما استفاده مي‌كنيم و ايده‌هايي كه آن كلمات بيان مي‌كنند را رد مي‌كند. در مقابل او معتقد است كه نشانه در زبان‌شناسي اختياري است و زبان شكل است نه جوهر. زبان شامل تفاوت‌ها است و نه واژه‌هاي مثبت (و نه شباهت‌ها). پيامدهاي بالقوه طرح سوسور انكار قطعي اين نگرش است كه زبان نظامي شفاف از نشانه‌ها است كه ما به طرز مشخص و معلوم آن را استفاده مي‌كنيم تا ايده‌هايمان را تبادل كنيم. اين طرح همچنين انكار تكان‌دهندة توانايي‌هايمان در نويسنده بودن براي تمايلات و اميال‌مان است.
به‌هر‌حال اين پيامدهاي بالقوه به‌طور كامل شناسايي نشده‌اند. مي‌توان چهار نقد اساسي به نوشته‌هاي سوسور وارد ساخت. او رابطة همانندي بين دال و مدلول معرفي مي‌كند كه با يكديگر نشانه را شكل مي‌دهند. او معناي نشانه‌ها را در الگويي ضروري تثبيت مي‌كند. او ايده سوژه خودمختار زبان را در ذهن دارد و همچنين او قادر نيست دركي ماندگار از گفتمان را توسعه بخشد. بگذاريد اين نقدها را دقيق‌تر بررسي كنيم. اولاً، تصور سوسور (1979 :67) از نشانه، جدايي دقيق بين دال و مدلول را قدرت مي‌بخشد و تعادلي يك به يك بين اين دو جنبه از نشانه برقرار مي‌سازد. او به‌جاي درهم آميختن دال مادي (صدا يا تصوير) و مدلول ايدئال (مفهوم) ــ چيزي كه بايد منطقاً از ديدگاه سوسور مبني بر اينكه زبان به‌طور خالص صوري و رابطه‌اي است پيروي كند ــ اين دو جنبه را به دو هويت متمايز تقسيم مي‌كند و سپس آنها را در خودِ نشانه بازتركيب مي‌كند. اين جداسازي به ‌اين معنا است كه يك مدلول بدون يك دال، مي‌تواند وجود داشته باشد و به عكس. از يك سو، اين نكته راه را براي ايده‌ها باز مي‌كند كه در ذهن جا داده شوند و بنابراين قبل از زبان شكل يابند كه در اين حالت، تنها هنگامي كه ايده‌ها بايد بيان يا تبادل شوند، مجبور خواهند بود به‌وسيله دال‌ها در زبان بيان شوند. از سوي ديگر چنين نگرشي بر آن است كه دال‌ها تنها ماهيت‌هاي مادي و محسوس هستند كه به‌طور كلي عاري از استنباط يا تصوري بودن هستند، در اين حالت، صحبت از مادي بودن دال‌ها، منجر به يك ماترياليسم ساده‌انگارانه مي‌شود.
اين پارادوكس‌ها (تناقضات) دو ادعاي سوسور را مبني بر اينكه اولاً زبان شكل است و نه جوهر و ثانياً زبان شامل تمايزات بدون واژه‌هاي مثبت است را تضعيف مي‌كند. براي شروع، او دال و مدلول را اين‌گونه جدا مي‌سازد كه يكي مادي و ديگري معنوي است. اين نكته از نظريه خود وي پيروي مي‌كند كه اگر كسي سعي كند تا يك مدلول ناب را تعيين كند، او تنها، ديگر دال‌ها را پيدا مي‌كند. به عنوان مثال، پيدا كردن معني يك كلمه در فرهنگ لغت، تنها با توانايي تشخيص كلمه (دال) و همچنين فهم معني‌هاي (مدلول‌ها) كلمات ديگر، امكان‌پذير مي‌شود. به همين شكل، تنها راه تمييز بين دال‌هاي مختلف، تشخيص تفاوتي است كه مادي نيست بلكه ذهني است. تمايز بين «مرگ» و «مرد» فقط تفاوت بين «گ» و «د» نيست، بلكه اين تمايز به‌وسيله معناي اين كلمات نيز تعيين مي‌شود. به‌طور خلاصه نتيجه‌گيري منطقي از سيستم نظري سوسور، محو كردن تمايز بين دال و مدلول است تا نقطه‌اي كه ديگر هيچ تمايزي جديوجود ندارد.
به‌علاوه، سوسور به يك مجموعه مواد (گفتار يا صدا) بر ديگري (نوشتار يا تصوير) در درون قلمروي خود دال امتياز مي‌بخشد. بنابراين، او نه تنها دال را از مدلول جدا مي‌سازد، بلكه سهواً به موضوعات آوايي (كلام) نسبت به موضوعات گرافيكي (نوشتار) امتياز مي‌دهد. اين نكته تفاوت مادي ديگري را در زبان معرفي مي‌كند كه براي دريدا نقطة ورود خوبي براي خوانش ساختارشكنانه سوسور محسوب مي‌شود .

منابع:

ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

www.dibache.com

http://rcirib.ir

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 خرداد1389ساعت 18:14  توسط موحده راد  |